رفيق بهروز دهقاني دريك
خانواده فقير بدنيا آمد.در16سالگي،عليرغم علاقه فراوانش
به تحصيل،به علت فقركشنده خانواده ، درس خواندن را رها
كردوشغل معلمي را برگزيد.
دوره دو ساله اي در دانشسراي مقدماتي تبريز گذراندوسپس راهي روستاهاي آذربايجان شد.دراين هنگام،تنها18سال داشت.رفيق صمدبهرنگي ورفيق كاظم سعادتي،دوستان صميمي اونيز،دراين دانشسرادوره معلمي ديده بودند.اين سه يار دانشسراي،دركنارتدريس درروستاهاي آذربايجان ،روستاگردي نيزمي كردند و ازنزديك با
دردها ورنجهاي مردم ميهنشان آشنا مي شدند.آنان دريافته بودند كه شيوه تدريس درايران كه
به تقليد ازآثارتربيتي وروانشناسي آمريكائي تنظيم شده
بود،نمي تواندبراي بچه هاي روستايي ،يعني 75 درصدكودكان اين مرز و بوم فايده اي دربرداشته باشد. ازاين رو،به بررسي وتحقيق درباره شيوه هاي نوين تدريس براساس تجربيات خود
پرداختندودراين زمينه،آثارارزنده
اي فراهم آوردند.
رفيق بهروز ازاعضاي فعال هسته اوليه شاخه تبريز بود.او در عمليات حمله به
كلانتري 5 تبريزشركت فعال داشت.پس ازدستگيري رفيق عليرضا نابدل به تهران آمد و
به مبارزه بي امان بادشمن خلق ادامه داد.وسرانجام،درارديبهشت ماه سال 1350،درسرقرار،ضمن برخوردمسلحانه بامأموران رژيم شاه،دستگيرشد.
اوج حماسه او،مقاومت بي نظيردر
زير شكنجه است.يازده روز بي وقفه شكنجه شد،كوچكترين سخني درمورداسرار سازمان برزبان نياوردودرراه آرمانهاي مقدس خلق ، به شهـــــادت رسيد.
راهش پررهرو يادش گرامي «
لمپن
» هاي نهضت مشروطه ، مقاله اي از رفيق بهروزدهقاني